شفك بفتحتين،بىهنر و نادان،و جلف،رودكى گويد: بيت پنداشت همى حاسد كو باز نيايد باز آمد تا هر شفكى ژاژ نخايد و در نسخۀ ميرزا بجاى فا،غين آورده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص937) 
به فتح اول و ثانى بر وزن محك بىهنر و ابله و جلف و نادان را گويند و به سكون ثانى به معنى كهنه و فرسوده و از هم رفته باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص574) 
- [بفتح شين و فاء] بىهنر و نادان و جلف باشد. مثالش استاد رودكى گويد: بيت پنداشت همى حاسد كو باز نيايد باز آمد تا هر شفكى ژاژ نخايد و در نسخۀ ميرزا بجاى فاء غين معجمه آمده. . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص867) 
بفتحتين بىهنر و نادان و جلف رودكى كفته پنداشت همى حاسد كاو باز نيايد بازآمد تا هر شفكى ژاژ نخايد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص510) 
[صفت][فارسی]بىهنر و نادان و ابله و جلف. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص2055) 
(صفت) كهنه. فرسوده. ازهمرفته. خَلَق. ¦¦نادان. ابله. جلف. ¦¦بىمايه. بىهنر. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1810) 
يعنى جلف و فرسوده و نابكار شده باشد.رودكى گفت: اندى كه امير ما بازآمد پيروز#مرگ از پس ديدنش روا باشد و شايد.# پنداشت همى حاسد كو باز نيايد#باز آمد تا هرشفكى ژاژ نخايد . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص101) 
شاخ درخت سرو.حكيمى گفته است: زهى سرو بالاخهى سروقد#به پيش قدش باد هر دوست بد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص47) 